خرید بک لینک
سالی که پشت کنکور بودم اونم میخواست کنکور بده. من پزشکی میخواستم و اون دندون. میگفت پزشکی دوست دارم ولی بخاطر سن و موقعیتم دندون واسم بهتره. میگفت وقتی قبول شم تا علوم پایه به خودم استراحت می دم و وقت علوم پایه که برسه دوباره میشینم به درس خوندن. اون که قبول نشد، ولی من شب آخر نظرم عوض شد و به جای پ

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:33

بعضیا خیلی باحالن. نمیدونم منو چی فرض می کنن یا ضریب هوشی منو چند در نظر میگیرن.. شایدم حس می کنن خیلی زرنگن! مثلا من طرفو شیش ساااله که میشناسم. بعد یهو یادش افتاده چقدر به من علاقه منده!!! خیلی اتفاقی هم تازگیا به این نتیجه رسیده که درامد رشتش اونقدری نیست که اگه پذیرش بگیره بتونه راحت بره! + ایشو

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 18:33

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 2:24

دقیقا درست میگی.. خیلی فرقه بین اون چیزی که هستیم و اون چیزی که نشون میدیم..

ولی مشکلات اخلاقی بعضیا واقع غیرقابل تحمله.. منظورم بداخلاقی نیستا. مشکل اخلاقی ;-)

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: جمعه 23 تير 1396 ساعت: 14:58

احتمالا هر کسی وب کتاب منو ببینه با خودش میگه با این وضعیتی که هر روز یه کتاب جدید داره به وب اضافه میشه، این دختر از صبح تا شب داره کتاب میخونه :-)))) ولی خب واقعا اینطوری نیست. فقط یکی دو ساعت اونم آخر شبا. دلیلشم اینه که به مرور زمان سرعت خوندنم فراتر از حد تصور بالا رفته. حتی توی درس خوندن.. خون

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:41

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:41

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:41

شوک یعنی اینکه الان که چند هفته مونده به دنیا اومدن بچه و کلی لباس و سیسمونی خریدن، سونوگرافی میگه دفعه قبل اشتباه شده و بچه دختره :|

خب الان اون بچه دچار کمبود محبت میشه با این حجم از شوک و بهتی که اطرافیانش توش فرو رفتن :-(

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 19 تير 1396 ساعت: 17:41

گاهی واقعیت حال به هم زن ادمارو محکم تو صورتشون بکوبید تا شمارو احمق فرض نکنن. بخصوص اگه خودشون به قدر کافی وقیح باشن.. اصلا هم دلخور شدنشون اهمیتی نداره. حتی اگه ظاهرا اسم دوست و رفیقو به یدک بکشن..

+من ارومم همیشه ولی صبرم هم اندازه ای داره!

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1396 ساعت: 13:43

اون روزا هرچقدر بیشتر میشناختمش بنظرم جذاب تر میومد. گاهی با خودم فکر میکردم که مگه میشه یه آدمی انقدرررر کامل باشه؟! همه چیزش به نظرم خاص و جذاب میومد. آدمی که یه دانشگاه خیلی خوب درس خونده، یه عااالمه کتاب خوب خونده، یه عالمه فیلم خوب دیده، از هرچیزی که فکرشو بکنی سر در میاره و درموردش اطلاعات دار

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

فقط فردا برسه و من امتحان پاتومو بدم، تا یه هفته خودمو با کتاب و فیلم خفه می کنم :|||||

پ ن: فقط کاش این درسا همه پاس بشن که واسه علوم پایه دستمو بند نکنن.

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد//
به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت؟!//
بال تنها غم غربت به پرستوها داد

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

می نویسم تا همیشه یادم بمونه همون روزی که کلی بابت امتحان و نمره و هزار جور دردسر دیگه حرص خوردم، همون روزی که تو گروه کلاسی یه دعوای اساسی با یه آقایی که فکر میکرد خیلی متشخصه!! کردم، همون روزی که تا شبش یه سره اعصاب خوردی بود، شب تا صبحشو با مهشید از خنده ریسه رفتیم. که سلبریتی مورد علاقه ی هردومو

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

این حجم از محکم بودن و بی احساس بودن واقعا گاهی خودمو هم می ترسونه. وقتی یهو یه چیزایی پیش میاد که هرگز تصورشو هم نمی کردم و خب آثار خیلی خیلی بدی توی زندگیم خواهد داشت.. وقتی نه حتی یه قطره اشک می ریزم نه حتی یه ناراحتی عمیق.. هیچی. فقط به این فکر می کنم که ممکنه واسه هر کسی پیش بیاد و مگه من به ج

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

همیشه از توجیه کردن متنفر بودم. ازینکه اشتباهات خودمو گردن دیگران و عوامل محیطی بندازم. خب میدونی، اینکه استاد 67 نفرو انداخته، اینکه من با 9.5 افتادم، اینکه حتی در حد ثانیه ای فرصت حرف زدن نداد و و نمره هارو ثبت نهایی کرد و ما رو از دفترش انداخت بیرون، اینکه میگه معرفی به استاد نمیدم، اینکه میگه دی

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

می دونی.. از ادمایی که کارارو به سرانجام نمی رسونن و نصفه و نیمه رها می کنن خوشم نمیاد. ادمایی که همیشه وسط راه کم میارن و پا پس می کشن. اونایی که همیشه درگیر حاشیه های مسیر میشن و هیچ وقت به مقصد نمی رسن.. ادمایی که واسه زندگی خودشونم سنگ تموم نمیذارن چه برسه به دیگران. این مدل ادما معمولا رفیق نیم

برچسب: نویسنده: رادین رحیمی تاريخ: دوشنبه 12 تير 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی